سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
97
قواعد السلاطين ( فارسى )
به مصارف استحقاق ، بىاذيّت و منّت و توقّع عوض و غرض و ثنا و مدحت . و بهترين گلى كه در بوستان اخلاق بشكفد و نسيم آن مشام [ 70 ] دل خاصّ و عامّ را معطّر سازد ، آن است كه كسى به حليهء سخاوت و سماحت متحلّى باشد و به سعادت دين و دنيا سرافراز شود و مقبول دلها گردد . چنانچه محقّقان دقايق كتاب و خبر ، و مدقّقان حقايق تواريخ و سير ، به كلك بيان آورده و آنچه از اقوام نيكوكردار به منصّهء ظهور جلوهگر شده و در عرصهء عالم انتشار يافته ، آنكه : مردى از صحابه هرگز به صحبت مهمان نرسيده و به خانه نبرده ، روزى حضرت خواجهء كونين - صلّى اللّه عليه و آله - فخر العالمين ، به او عتاب شفقت انتساب فرمودى كه چرا مهمان طلب ندارى و به چهرهء احوال آمال خود مكرمت فيضان ازلى متوجّه نمىسازى ؟ به عرض رسانيد كه : يا رسول اللّه ! زنى دارم كه هرگاه مهمانى به خانه برم تا مدّت يك سال عساكر خشونت و خصومت را به كار داشته ، با من سبيل مجادله مىنمايد . حضرت فرمود كه : برو و طعامى مهيّا كن كه امشب به خانهات مىآيم تا كه مهمان شما باشم . آن مرد به خانه رفته ، اين معنى را به زن اعلام نمود كه امشب مقدم شريف حضرت به اين خانه خواهد رسيد كه آن حضرت خود فرمود كه رفته تهيّهء ضيافت گير . آن زن مترنّم گرديد كه : رسول خدا را مهمانى مىنمايى كه لايق سدّه همايونش باشد ، اسباب « 1 » حضور ندارد ، اين مقدّمه را به وقت ديگر انداز كه چون اسباب حاضر شود ضيافت را از قوّه به فعل رسان . آن مرد تقرير كرد كه : عذر نتوان گفت كه به نفس نفيس خود مرا به اين امر مأمور ساخت . پس ميان ايشان مشاجرهء بسيار به وقوع پيوست . آن زن سوگند ياد نمود كه : متوجّه تهيّهء طعامى نخواهم گشت . پس آن مرد به دست خود اقدام به تهيّهء طعام نمود . چون شب
--> ( 1 ) . س : - اسباب .